X
تبلیغات
انواع اصطلاحات رادیو کنترل

از شیر مرغ تا جون آدمی زاد

انواع اصطلاحات رادیو کنترل

انواع اصطلاحات رادیو کنترل را در ادامه ی مطلب خواهید یافت 

A

1/2A
يك كلاس براي اندازه موتورهاي سوختي با حجم جابجائي سيلندر برابر با 0.05 اينچ مكعب يا كمتر.

2 Stroke
دو زمانه
مخفف سيكل دو زمانه است و به نوعي موتور اشاره دارد كه در هواپيماهاي مدل و برخي تجهيزات صتعتي ديگر كابرد دارد. دو زمان عبارتند از حركت رو به پائين و رو به بالاي پيستون در درون سيلندر. حركت رو به پائين پيستون باعث ايجاد فشار در محفظه ميل لنگ ميشود كه اين فشار باعث كشيدن مخلوط سوخت و هوا به درون قسمت بالائي سيلندر شده و در همين حال، گازهاي سوخت مصرف شده را نيز از طريق خروجي اگزوز به بيرون ميراند. حركت رو به بالاي پيستون باعث بسته شدن خروجي اگزوز و كنارگذر شده و فشار محفظه ميل لنگ افت ميكند. اين كار باعث مكش مقدار ديگري از سوخت به درون سيلندر ميشود در حالي كه فشار مخلوط قبلي سوخت و هوا در درون سيلندر افزايش مي يابد تا اينكه توسط شمع مشتعل ميشود. فشار حاصل از اشتعال سوخت، پيستون را به پائين ميراند و سيكل بعدي آغاز ميشود. توجه نمائيد كه در موتورهاي دوزمانه با هربار رسيدن پيستون به بالا ، شمع عمل ميكند.

2/3 AA
يك نوع باتري كه در اكثر پارك فلايرها و نيز ماشينهاي باگي/تراك اندازه 1/18 يافت ميشود. اندازه سل هاي اين باتري حدود 2.8 سانتيمتر طول و 1.8 سانتيمتر پهنا دارند. اين باتريها در ظرفيتهاي از 300 تا 1400 ميلي آمپر ساعت و ولتاژ از 7.2 ولت تا 10.8 ولت وجود دارند.

27 MHz
يك فركانس كه براي كاربردهاي عمومي تجاري رزرو شده است. معمولا در اسباب بازي ها و ساير وسايل الكترونيكي مصرفي كه اطلاعات را بصورت بيسيم ارسال ميكنند بكار ميرود، به همين علت امكان تداخل امواج در اين باند زياد است. برخي اوقات بر روي اسباب بازيهائي كه از اين باند استفاده ميكنند، كانال آنها ذكر نميشود و اين كار باعث سخت تر شدن استفاده همزمان از چند تاي آنها ميشود.

3D
نوعي پرواز با راندمان بالا كه معمولا در آن دو مانور را با هم و همزمان تركيب ميكنند. مثلا تركيب roll با loop كه ميشود roll زدن در حال loop زدن و غيره..

4 Stroke
چهار زمانه
مخفف سيكل چهار زمانه است كه اشاره به نوعي موتور دارد كه در هواپيماهاي مدل، اتوموبيل ها و ساير ماشين آلات بكار ميرود. چهار زمان عبارتند از دو حركت رو به پائين و دو حركت رو به بالاي پيستون در درون سيلندر. اولين حركت رو به پائين پيستون را مكش مينامند كه فشار درون سيلندر را كاهش ميدهد. اين كار با باز شدن سوپاپ هوا، مخلوط سوخت را به درون سيلندر ميمكد. حركت دوم پيستون (رو به بالا)، تراكم نام دارد كه در حالي كه هر دو سوپاپها بسته اند، سوخت متراكم ميشود تا اينكه توسط جرقه شمع منفجر ميشود. حركت سوم پيستون (رو به پائين)، توان نام دارد كه در طي آن، نيروي حاصل از انفجار سوخت، پيستون را به پائين ميراند. حركت چهارم (رو به بالا)، تخليه نام دارد كه در حالي كه سوپاپ دود باز است، گازهاي حاصل از احتراق به بيرون از سيلندر رانده ميشوند. توجه كنيد كه شمع موتورهاي چهار زمانه بطور يك در ميان با رسيدن پيستون به بالا عمل ميكند.

4 Wheel Drive
به حالتي در ماشينها گفته ميشود كه هر چهار چرخ از موتور براي حركت ماشين نيرو ميگيرند. اين حالت باعث عملكرد بهتر ماشين بخصوص در سطوح ناهموار ميشود.

4-Link
نوعي سيستم تعليق تراك كه يك محور مستقيم را در بر ميگيرد كه توسط 4 تا اتصال به تراك و با يك كمك به بالا وصل ميشود. اين سيستم در سنگ نوردي و يا بمنظور دقت در ساختن يك تراك خاص بكار ميرود.

4D
نوعي سيستم نيرو كه توانائي تراست معكوس دارد.

50-Grit Pass
انجام يك حركت Knife Edge يا پرواز وارونه با هواپيما بطوري كه ارتفاع آن آنقدرپائين باشد كه مقداري از روكش هواپيما يا بالسا و يا فوم آن بر روي آسفالت باند بماند. در باندهاي چمني به اين كار غالبا Cartwheel گفته ميشود.

540 Stall
در پرواز هليكوپتر، يك صعود سريع و بدنبال آن، در حالي كه هليكوپتر در حال توقف است، چرخش 540 درجه هليكوپتر بدور خود.

72 MHz
باند فركانسي FM كه براي وسائل پرنده رزرو شده است (هواپيماها، هليكوپترها و غيره). اغلب براي وسائل كنترل از راه دور با فرستنده و گيرنده اختصاصي و كريستالهاي قابل تعويض بكار ميرود. كانالهاي 11 تا 60 در اين باند فركانسي در دسترس هستند.

75 MHz
باند فركانسي FM كه براي وسائل زميني رزرو شده است (ماشينها، قايقها و غيره). اغلب براي وسائل كنترل از راه دور با فرستنده و گيرنده اختصاصي و كريستالهاي قابل تعويض بكار ميرود. كانالهاي 61 تا 90 در اين باند فركانسي در دسترس هستند.

ABC
حروف اول كلمات Aluminum (آلومينيوم) و Brass (برنج) و Chrome (كروم) است. اين كلمه به موتورهائي اطلاق ميشود كه از پيستون آلومينيومي و سيلندر برنجي كه روكش كرومي دارد ساخته شده اند. اين موتورها از راندمان بالاتري برخوردارند.

ABN
حروف اول كلمات Aluminum (آلومينيوم) و Brass (برنج) و Nickel (نيكل) است. اين كلمه به موتورهائي اطلاق ميشود كه از پيستون آلومينيومي و سيلندر برنجي كه روكش نيكلي دارد ساخته شده اند. اين موتورها از راندمان بالاتري برخوردارند.

Ackerman Angle
زاويه اكرمن
 
اين زاويه كه بنام رودولف اكرمن ناميده شده است، عبارتست از كه بايد چرخهاي متحرك داشته باشند تا بطور موثري دور زدن انجام گيرد. در دورهاي استاندارد، چرخي كه به درون پيچ نزديكتر است بايد يك خط منحني شديدتري را نسبت به چرخ بيروني دنبال كند. با تنظيم بازوهاي فرمان ميتوان زاويه پيچش را بخوبي طوري تنظيم نمود كه چرخ داخلي با زاويه بزرگتري نسبت به چرخ بيروني دور بزند. اين كار باعث بهتر باقي ماندن ماشين در مسير پيچ ميشود.

Adjacent Channel Rejection
توانائي يك گيرنده راديو براي حذف كردن فركانسهائي كه بالاتر يا پائينتر از فركانس كاري كريستالش هستند را ميگويند.

Adverse Yaw
به الران پائيني گفته ميشود كه نيروي پساي بيشتري ايجاد ميكند و هواپيما را به جهت مخالف جهت مورد انتظار ميكشاند. مثلا با دادن دسته به سمت چپ، الران سمت راستي پائين مي آيد و دماغه هواپيما بسمت راست منحرف ميشود مگر اينكه رادر صحيح داده شود. يك مثال خوب براي اين مسئله، هواپيماي Cub است.
براي تصحيح اين مسئله، اكثر راديوهاي كامپيوتري امروزي به كاربر اين امكان را ميدهند كه راديو را طوري برنامه ريزي كنيد كه الران را به سمت بالا بيشتر از پائين حركت دهد.

AFR
حروف اول كلمات Adjustable Function Rate است كه اين اصطلاح توست شركت فوتابا و بخصوص در مورد راديوهاي 9Z بكار ميرود.

Aileron
الران
سطح متحرك لولا دار كه در قسمت پشتي هر يك از بالهاي هواپيما قرار گرفته و كنترل هواپيما حول محور چرخش افقي يا محور Roll بر عهده دارد. الران ها در جهت مخالف همديگر حركت ميكنند تا نيروي رو به بالا بر يك بال و نيروي رو به پائين بر يك بال ديگر وارد نمايد. با اين كار هواپيما در جهت الراني كه بالا آمده ميچرخد.

Air Foil
بخش يا سطحي مانند بال، ملخ هواپيما، ملخ هليكوپتر يا رادر كه شكل و جهت آن، پايداري، جهت، نيروي بالا برندگي، تراست يا نيروي پيش برندگي را كنترل ميكند.
سطح مقطع بال كه معمولا شبيه به قطره آب است.

Alt
مخفف altitude بمعناي ارتفاع

AMA
حروف اول كلمات Academy of Model Aeronautics. آكادمي هوانوردي مدل. بزرگترين سازمان دولتي مربوط به هوانوردي مدل در آمريكا. http://www.modelaircraft.org

Amp hour
آمپر ساعت.
بار الكتريكي كه توسط جرياني برابر با يك آمپر در مدت يك ساعت از يك نقطه از مدار الكتريكي عبور مينمايد.

Angle of Attack
زاويه حمله.
زاويه بين خط وتر يك airfoil (بال يا روتور) و جريان نسبي باد (RW) بر روي ايرفويل را گويند. (در مورد روتور، جريان نسبي باد چرخشي (RRW) مورد استفاده قرار ميگيرد.)

Angle of Incidence
زاويه بين وتر Airfoil و محور طولي هواپيما (يك مقدار ثابت است). معمولا بالها را طوري تعبيه ميكنند كه اين زاويه مقداركمي مثبت باشد تا بدنه هواپيما در مقابل جريان باد در پروازهاي نرمال، "تخت" باشد.

Anhedral
برعكس dihedral . در نگاه از جلو به هواپيما ، زاويه رو به پائين بالها را ميگويند. اين زاويه باعث كم شدن پايداري هواپيما و در عوض مانور پذيري بالاي آن ميشود.

Anodize
پوشاندن يك سطح فلزي با يك اكسيد محافظ يا تزئيني بوسيله روشهاي الكتروشيميائي را گويند.

AOA
نگاه كنيد به Angle of Attack .

ARC
حروف اول كلمات Almost Ready to Cover . نوعي كيت هواپيما كه با كاور پوشانيده نشده است در نتيجه مدلر ميتواند طرح و رنگ كاور دلخواهش را بر روي آن نصب كند.

ARF
حروف اول كلمات Almost Ready to Fly . به كيتهائي گفته ميشود كه تا حدودي آماده پرواز شده اند. تكميل اين كيتها معمولا بين 12 تا 20 ساعت زمان نياز دارد.

Armature
قسمت مركزي يك موتور الكتريكي كه معمولا حاوي سيم پيچ است. معمولا چرخ دنده گيربكس يا ملخ به محور آن وصل ميشود.

ARR
حروف اول كلمات Almost Ready to Run . در مورد ماشينها بكار ميرود و به كيتهائي اطلاق ميشود كه تا حدود زيادي آماده حركت شده اند و به مقدار كمي كار براي تكميل شدن نياز دارند.

Aspect Ratio
اين اصطلاح كه براي هر شيئ فيزيكي اعم از بال، روتور، چرخ و غيره قابل اطلاق است، اشاره به نسبت ارتفاع به عرض آن شيئ دارد. اين نسبت برابر است با ارتفاع تقسيم بر عرض.(در مورد بال، اين نسبت برابر است با وتر تقسيم بر طول بال). بنابراين اين نسبت براي بالي با وتر 10 اينچ و طول بال 40 اينچ (طول فقط يك بال)، برابر است با 0.25 يا 25 درصد.

ATV يا EPA
 
حروف اول كلمات Adjustable Travel Volume يا End Point Adjustment . مشخصه اي در رايوهاي پيشرفته تر كه امكان تنظيم مقدار حركت بازوي سروو را در دو جهت نسبت به حالت وسط فراهم ميكند.

Autogyro
نوعي هواپيما كه از يك نوع ملخ خاص نيرو ميگيرد و نيروي بالا برنده آن توسط يك روتور افقي تامين ميگردد.

Autorotation
نام يك مانور در هليكوپتر براي فرود ايمن در هنگام از كار افتادن مونور است. نيروي مومنتوم يا اينرسي چرخش ملخها ميتواند براي كم كردن سرعت هليكوپتر درست در هنگام فرود كافي باشد.
با تغيير گام ملخها به منفي، با كم شدن ارتفاع هليكوپتر، جريان هوا رو به بالا از ميان ملخها عبور ميكند و سرعت چرخش ملخها را بيشتر ميكند. موقعي كه هليكوپتر به زمين نزديك ميشود، خلبان بتدريج گام را مثبت ميكند تا نيروي بالا برنده ايجاد شود و از سرعت هليكوپتر كاسته شود. گام مثبت باعث تخليه انرژي چرخشي حاصل از ملخها ميشود بنابراين خلبان فقط يك شانس براي فرود موفق هليكوپتر خواهد داشت.

AUW
حروف اول كلمات All Up Weight
وزن كلي پروژه. اين وزن شامل تمامي متعلقاتي اعم از گيرنده، سروو، باتري و غيره است كه باعث حركت يا پرواز آن خواهند شد. 
 
B
 
 

Backlash
 
اين اصطلاح بيانگر ميزان لقي و فاصله بين دو چرخ دنده است. لقي زياد بين چرخ دنده ها موجب سر خوردن آنها بر روي هم و شكستن لبه آنها ميشود و سفتي بيش از حد آنها هم موجب سايش شديد و خوردگي سريع دندانه ها خواهد شد. فاصله چرخ دنده ها بطور معمول بايد به اندازه ضخامت دو ورق كاغذ باشد.

 
Ballooned
باد كرده، متورم
اين اصطلاح اشاره به باتريهاي ليتيوم-پليمري دارد كه بيش از حد شارژ شده يا بيش از حد زير فشار قرار گرفته اند و بخاطر ايجاد گاز در درون سلولهاي آن، متورم شده است. اينگونه باتريها بايد بدرستي معدوم شوند و هيچگاه نبايد مورد استفاده مجدد قرار بگيرند.

 
Ballooning
اگر به يك هواپيماي با نسبت ليفت بالا (مانند يك هواپيماي ترينر يا آموزشي) اجازه داده شود كه سرعت زيادي بگيرد (مانند شيرجه يا فرود با زاويه زياد)، و آنگاه به حالت افقي قرار داده شود، سرعت اضافي به نيروي بالا برنده تبديل خواهد شد كه باعث بالا رفتن هواپيما خواهد شد كه به آن Ballooning ميگويند.

 
Ball Link
در هليكوپترها به اتصالاتي گفته ميشود كه اجازه ميدهند بتوان اتصال را از طريق يك توپك و يك لينك حلقه اي كه توپك بداخل آن مي افتد، تنظيم نمود.

Balsa
بالسا
چوب سبك وزني كه براي ساخت هواپيماهاي مدل و ساير سرگرميها بكار ميرود. اين چوب ارزان بوده و كار با آن بسيار آسان است.

 
Base Load Antenna
يك آنتن كوتاه شلاقي بطول حدود شش اينچ كه بجاي آنتن درازي كه بر روي گيرنده ها نصب است، بكار ميرود.

 
Baseline
حداكثر فاصله قبل از fail safe در چك كردن برد راديو، وقتي كه فقط گيرنده و سروو ها كار ميكنند. موتور يا سيستمهاي كنترل موتور، پمپهاي دود، وسائل روشنائي يا هرچيز ديگري كه ممكن است اثر كاهش برد بر روي راديو داشته باشد نبايد كار كند.

 
Bash
اصلاح و تغيير يك كيت هواپيما براي ساختن يك مدل ديگر يا ورژن ديگري از آن هواپيما. مثلا به اين شكل استفاده ميشود:
This T-34C was bashed from a Top Flite T-34B kit

Battery
باتري
تركيبي از دو يا چند سل كه بطور الكتريكي به هم متصل شده اند تا با هم كار كنند و نيروي الكتريسيتا توليد نمايند. اكثر باتريهاي مورد استفاده در مدل قابل شارژ مجدد هستند.

 
Battery Eliminator Circuitry (BEC)
مداري است كه باعث ميشود بتوان از باتري مورد استفاده براي راه اندازي موتور، براي راه اندازي گيرنده و سروو ها نيز استفاده نموده و بدين شكل نياز به استفاده از يك باتري مجزا براي گيرنده و سرووها را ازبين ميبرد.

 
Bell and Hiller
يك سيستم كنترلي كه بطور گسترده در هليكوپترهاي راديو كنترل مورد استفاده قرار ميگيرد كه با كمك پدل ها (Paddles) و برداشتن مقدار قابل توجهي از بار از روي سيستم گنترلي، اجازه ميدهد كه گام ملخهاي اصلي بسته به محل قرار گرفتنشان در هنگام چرخش، تغيير كنند. Bell به قسمتي از سيستم گفته ميشود كه با سواش پليت و لينكها براي تغيير گام در ارتباط است و Hiller قسمتي از سيستم است كه با استفاده از فلاي بار يا پدل باعث ميشود كه فرامين سايكليك بهتر پاسخ داده شوند.

 
BDC
حروف اول Bottom Dead Center . به موقعي ميگويند كه پيستون در پائينترين نقطه حركتش در درون سيلندر قرار دارد.

 
Big Gun Combat
يك سرگرمي با ناوهاي جنگي راديو كنترل در مقياس 1:144 كه در آن كشتي هاي مقياسي جنگ اول و دوم جهاني كه به تفنگهاي مجهز به CO2 با سرعت كم مجهز شده اند، درگير جنگ با هم ميشوند.

 
Binding
يك حالت بد در سرووها كه در آن تنظيمات لينكهاي سروو نميتوانند به اندازه حركت بازوي سروو حركت كنند. اين كار باعث تحميل بار بسيار زيادي بر روي سروو ميشود و ميتواند سروو را در مدت كوتاهي نابود كند.

 
Bipe
مخفف Biplane . هواپيماي دوباله

 
Blender
يك مانور ايروباتيك كه جزو مانورهاي 3D محسوب ميشود و در آن هواپيما با زاويه 90 درجه به سمت پائين حركت ميكند و شروع به يك سري رول مينمايد كه بلافاصله تبديل به اسپين معكوس تخت ميشود.
بدين صورت انجام ميشود: از ارتفاع بالا شروع كنيد. گاز را ببنديد. دماغه هواپيما را 90 درجه بسمت پائين هدايت كنيد. شروع به رول زدن در يك سمت نمائيد. بطور همزمان رادر مخالف و الويتور پائين بطور كامل را به آن اضافه كنيد.
توجه: هواپيماهاي مختلف ممكن است عملكردشان كمي متفاوت باشد. ممكن است لازم باشد بعد از رادر و الويتور كمي هم گاز اضافه شود و يا ممكن است بعد از شروع چرخش، نياز به توقف الران باشد.

 
Body Clip
يك ميخ يا پين فلزي كه بدنه يا پوسته يك ماشين را بر روي شاسي آن نگه ميدارد.

 
Bog
موقعي كه يك موتور نيترو با گاز دادن ريپ ميزند. علت اين موضوع ميتواند مقدار اضافه سوخت/روغن در مخلوط سوخت با هوا باشد (تنظيم ريچ) و يا مقدار سوخت/روغن در مخلوط سوخت با هوا بسيار كم باشد (به آن Lean Bogging ميگويند). اين دومي ميتواند منجر به داغ شدن بيش از حد موتور و فرسايش سريع آن شود.

 
Boom Strike
يك حادثه در هليكوپترهاي مدل كه در آن ، فرود به اندازه اي سخت بوده كه باعث ميشود ملخها به سمت پائين خم شده و با ميله دم (Boom) هليكوپتر برخورد نمايند. اين حالت معمولا باعث تخريب ملخ، ميله دم و سيستم محرك دم ميشود. اين حالت بيشتر بوسيله خلبانان تازه كار تجربه ميشود كه بيش از حد به هليكوپتر فرمان داده اند و باعث كوبيدن هليكوپتر به زمين شده اند.

 
Boring holes in the sky
پرواز دادن يك هواپيماي راديو كنترل بصورت Fun و بدون هيچ الگو و نظم خاص.

 
Box
به سطح محدودي گفته ميشود كه در آن مانورهاي ايروباتيك انجام ميشوند. در الگوهاي AMA و FAI اين سطح بصورت 60 درجه به چپ و راست مركز، 60 درجه بالاي افق و 150 فوت پائين تعريف ميشود.

 
Brain Fade
يك شرايط ذهني كه در آن فردي كه در حال پرواز هليكوپتر است ناگهان فراموش ميكند كه كنترلها را به كدام سمت حركت دهد و يا اينكه اصلا كدام دسته را بايد حركت دهد. اين حالت بدون هيچ دليل خاصي ممكن است بوقوع بپيوندد، حتي موقعي كه شما احساس كنيد با پرواز مشكلي نداريد.

 
Bridle Hooks
به دو قلابي گفته ميشود كه در گلايدرها بر روي طرفين بدنه درست زير بال و درست جلوي مركز ثقل آن قرار ميگيرند و كار آنها جلوگيري از چرخشي است كه هنگام پرتاب با وينچ ممكن است ايجاد شود.

 
Brushless Motor
يك نوع موتور الكتريكي كه در آن سيم پيجها ثابت بوده و آهنرباها ميچرخند. اين موتورها براي كار نياز به يك راه انداز دارند كه جريان مستقيم را به پالسهاي سه فاز AC تبديل كند. اين راه انداز كار كنترل دور موتور را نيز انجام ميدهد.

 
Buddy Box
اشاره به حالت آموزشي يك فرستنده راديو دارد. در حالت آموزشي، فرستنده به يك فرستنده ديگر متصل ميشود. يكي از راديوها مال مربي و ديگري در اختيار هنرجو است. راديوي مربي كنترل مدل را بر عهده دارد مگر اينكه مربي كليد آموزش را پائين نگهدارد كه در اين صورت، كنترل مدل به راديوي هنرجو منتقل ميشود تا زماني كه مربي كليد را رها كند. اين روش بهترين روش براي آموزش مبتديان پرواز است.

 
Butterfly
به آن Crow هم ميگويند.
نوعي ميكس است كه در آن فلپران ها بالا ميروند و فلپهائي كه در قسمت داخلي تر هستند، پائين ميروند. اين كار براي كنترل سرعت گلايد ، بدون اسپويلر يا ترمز هوائي انجام ميشود.

 
C
 

CA Glue
چسب CA يا قطره اي
حروف CA معادل Cyanoacrylate است. اين چسب بسيار سريع خشك ميشود و بر روي چوب، اكثر پلاستيكها و ساير مصالح ساخت بخوبي عمل ميكند. اين چسب سطوح فومي را ميخورد و از بين ميبرد.

CA Hinge
لولاي CA
نوعي مواد بشكل پلاستيك كه به شكل لولا بريده ميشود و در محل اتصالات متحرك بالها بعنوان لولا بكار ميرود. اين لولاها بسادگي و بسرعت با چسب قطره اي يا CA قابل نصبند.

Cabane Strut
ميله هائي كه براي محكم تر كردن بال، از زير بال به بدنه هواپيما وصل ميشوند.

Camber
با نگاه از جلو يا عقب به ماشين، به زاويه چرخ نسبت به خط عمود گفته ميشود. اگر چرخ به سمت شاسي ماشين، به سمت داخل متمايل باشد، زاويه camber آن منفي است و اگر به سمت بيرون ماشين متمايل باشد، زاويه camber آن مثبت است.
در هواپيماها اين اصطلاح به محني خط وسط يك airfoil اشاره دارد.

Can Motor
نوعي موتور ارزان قيمت الكتريكي داراي برسهاي كربني داخلي و آهنرباهاي فريت كه قيمت و نيز راندمان پائيني دارند و در مدلهاي راديو كنترل ارزان قيمت بكار ميروند.

Canard
سطح كنترلي و نيز پايدار كننده اي كه در جلوي بال اصلي يك هواپيما قرار ميگيرد.

Carbon fiber
فيبر كربن
نوعي الياف فوق العاده محكم كه با تغيير شيميائي دادن الياف تركيبي مانند ريون تحت حرارت و تبديل شدن آنها به كربن، بدست مي آيد. بسيار سبكتر و محكمتر از فولاد است. اين الياف استفاده گسترده اي در انواع هواپيماها و هليكوپتر هاي مدل دارند.

Carburetor
كاربوراتور
وسيله اي در موتورهاي سوختي الكلي يا بنزيني كه هوا و سوخت را با نسبت مناسبي مخلوط ميكند و يك مخلوط قابل اشتعال يا انفجار براي سوختن در محفظه احتراق موتور ايجاد مينمايد. Lean كردن مخلوط بدين معني است كه ميزان سوخت در مخلوط كمتر از حد نياز است. Rich كردن مخلوط بدين معني است كه ميزان سوخت موجود در مخلوط بيش از ميزاني است كه موتور بتواند بخوبي بسوزاند.

 
Castor oil
روغن كرچك
روغن دانه كرچك كه در موتورهاي احتراقي بمنظور روانكاري و نيز خنك كردن موتور بصورت مخلوط در سوخت مورد استفاده قرار ميگيرد.

Cavitation
تشكيل ناگهاني و از بين رفتن حبابهاي كم فشار در اثر عوامل مكانيكي، مانند آنهائي كه در اثر چرخش پروانه ايجاد ميشوند. اين اصطلاح غالبا در مورد قايقها بكار ميرود ولي ميتواند در هواپيماها هم بوقوع بپيوندد.

CC
واحدي است براي اندازه گيري اندازه موتور. فقط براي موتورهاي كوچك بكار ميرود. CC معادل سانتيمتر مكعب است.

CCPM
مخفف كلمات Cyclic Collective Pitch Mixing.
نوعي سيستم ميكس مورد استفاده در هليكوپترهاي مدل كه در آن از سه عدد سروو بطور همزمان براي حركت دادن سواش پليت و انتقال فرامين ساكليك استفاده ميشود. در اين سيستم، سرووها با زاويه 120 درجه، مستقيما به سواش پليت متصل ميشوند. اين سيستم دقت بيشتري را براي اجراي فرامين در اختيار خلبان ميگذارد. تمامي ميكسهاي لازم براي اين سيستم بصورت الكترونيكي در راديو انجام ميگيرد.لذا راديوي مورد استفاده بايد قابليت ميكس CCPM داشته باشد.

Celluloid
مواد پلاستيكي نازك و شفاف كه شما هنگامي كه ميخواهيد يك هواپيما را از اول خودتان بسازيد، از اين پلاستيكها براي ساختن كابين آن استفاده ميكنيد.

Center of Gravity (CG)
مركز ثقل
عموما به نقطه توازن مدل هاي پرنده گفته ميشود. اين نقطه، نقطه ايست كه در آن مدل براي پايداري بيشتر و مانور پذيري بهتر، متوازن ميشود. يك نقطه شروع خوب براي اكثر هواپيماهاي معمولي، حدود 25 تا 30 درصد عرض متوسط بال است.
مركز ثقل تاثير بحراني در نحوه پرواز هواپيما دارد. اگر مركز ثقل بيش از حد عقب باشد و دم هواپيما سنگينتر باشد، پرواز هواپيما تند و تيز تر خواهد بود و كنترل آن مشكلتر بوده و پايداري كمي خواهد داشت. برعكس، هواپيمائي كه دماغه آن سنگينتر باشد، پرواز پايدارتري دارد ولي پاسخ آن به فرامين ضعيفتر بوده و فرود مشكلي خواهد داشت.

Center of lift
نقطه اي بر روي محور طولي هواپيما كه در آن نيروي بالا برنده ايجاد شده بوسيله سطح هواپيما، در دو طرف محور متوازن است. براي اينكه يك هواپيما بطور آيروديناميكي پايدار باشد، اين نقطه بايد در پشت مركز ثقل واقع شود.

Channels
كانال
+ نوشته شده در ۵/۳/۱۳۸۹ساعت ۱۴:۳۸ توسط امید فارسیانی دسته : rc ورادیو کنترل نظر(0)